X
تبلیغات
ایرانگردی و جهانگردی
استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد.
سلام

از این به بعد من رو با این آدرس دنبال کنید:

وبلاگ اصلی: http://tourism.mihanblog.com 


به امید دیدار شما و نظرات مفید تون


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 0:23  توسط حسین محمدی  | 

پایتخت‌های ایران

ماد:

هگمتانه (همدان)

هخامنشیان:

شوش | پاسارگاد

اشکانیان:

دامغان | اشک‌آباد | تیسفون

ساسانیان:

تیسفون

طاهریان:

بخارا | نیشابور | مرو

صفاریان:

زرنج

سامانیان:

بخارا

علویان:

طبرستان

زیاریان:

اصفهان

بوییان:

همدان | ری | شیراز

غزنویان:

غزنین

سلجوقیان:

نیشابور | اصفهان

خوارزمشاهیان:

سمرقند | گرگانج

ایلخانیان:

مراغه | تبریز

تیموریان:

سمرقند | هرات

صفویان:

اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری

افشاریان:

مشهد

زندیان:

شیراز | کرمان

قاجاریان:

ساری | تهران

پهلوی:

تهران

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:34  توسط حسین محمدی  | 

نوروز و حاجي فيروز اصلا فرعي نيستند، خيلي هم اصلي اند. داستان عمو نوروز، داستاني عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زني است. آنها مي خواهند با هم ازدواج كنند...
عمو نوروز نماد كسي است كه بركت مي دهد، حالا شاه يا هر كس ديگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولا زن هميشه با زمين هم هويت است، جز در بعضي از اساطير مصري كه زمينش مذكر است، معمولا زن و زمين يكي هستند. الهه كه عاشق شاه است، او را انتخاب مي كند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمي گزيند

ديدار زن و عمو نوروز اتفاق نمي افتد. زن هيچوقت در زمان عمو نوروز بيدار نيست، آن قدر خانه را روفته و روبيده و كار كرده كه خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر، و اين سفر هميشه ادامه دارد.

 اما داستان حاجي فيروز بسيار جدي تر و مهم تر است. مرحوم مهرداد بهار حدس زده بود كه سياهي صورت حاجي فيروز بايد مربوط به بازگشت او از دنياي مردگان باشد. ظاهرا داستان از اين قرار است كه “ايشتر” كه همان الهه تموز است شاه دوموزي- را برمي گزيند

يك روز الهه به زيرزمين مي رود و با ورود الهه به زيرزمين، در روي زمين باروري متوقف ميشود. نه ديگر درختي سبز مي شود و نه ديگر گياهي هست. خدايان كه از ايستايي جهان ناراحت بودند، براي پيدا كردن راه حل جلسه ميكنند و قرار ميشود كه نيمي از سال را «دوموزي» به زير زمين برود و نيم ديگر سال را خواهر دوموزي كه «گشتي ننه» نام دارد، به جاي برادر به زيرزمين برود

وقتي دوموزي به روي زمين مي آيد، بهار ميشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دليل آمدن اوست. وقتي دوموزي را به زيرزمين ميفرستند، لباس قرمز تنش ميكنند و دايره، دنبك، ساز و ني لبك دستش مي دهند و اين يعني خود حاجي فيروز. صورت سياهش هم مربوط به بازگشت از دنياي مردگان است و اين شادماني ها براي بازگشت دوموزي از زيرزمين است. همه می دانيم حاجی فيروز طلايه دار عيد نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گيری اين اسطوره بی خبريم.

دکتر کتايون مزداپور استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس گفته است زنده ياد دکتر مهرداد بهار سالها پيش حدس زده بود سياهی صورت حاجی فيروز به دليل بازگشت او از سرزمين مردگان است و اخيرا خانم شيداجليلوند که روی لوح اکدی فرود ايشتر به زمين کار می کرد، به نکته تازه ای پی برد که حدس دکتر بهار و ارتباط داستان بنيادين ازدواج مقدس با نوروز و حاجی فيروز را تاييد می کند

دکتر مزداپور می گويد:" نوروز جشنی مربوط به پيش از آمدن آريايی ها به اين سرزمين است لااقل از دو سه هزار قبل اين جشن در ايران برگزار می شده و به احتمال زياد با آيين ازدواج مقدس مرتبط است.

 تصور می شده که الهه بزرگ، يعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند." دکتر صنعتی زاده اين الهه را "ننه" يا "ننه خاتون" نام داده، معادل سومری آن "نانای" و معادل بابلی و ايرانی آن "ايشتر" و " آناهيتا" است.

تا آنجا که می دانيم اين الهه خدای جنگ، آفرينندگی و باروری است. دکتر مزداپور داستان اين ازدواج نمادين و اسطوره ای را که بنيادی ترين نماد نوروز است چنين شرح داد:" اينانا يا ايشتر که در بين النهرين است عاشق 'دوموزی' يا 'تموز' می شود( نام دوموزی در کتاب مقدس تموز است) و او را برای ازدواج انتخاب می کند."

تموز يا دوموزی در اين داستان نماد شاه است.

الهه يک روز هوس می کند که به زيرزمين برود. علت اين تصميم را نمی دانيم. شايد خودش الهه زيرزمين هم هست.

 خواهری دارد که شايد خود او باشد که در زيرزمين زندگی می کند. اينانا تمام زيورآلاتش را به همراه می برد.

 او بايد از هفت دروازه رد شود تا به زيرزمين برسد.

خواهری که فرمانروای زيرزمين است، بسيار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگيرند. در آخرين طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گيرند و فقط استخوان هايش باقی می ماند.

از آن طرف روی تمام زمين باروری متوقف می شود.

نه درختی سبز می شود، نه گياهی هست و نه زندگی. و هيچکس نيست که برای معبد خدايان فديه بدهد و آنها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزير الهه را برای چاره جويی دعوت می کنند

الهه که پيش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به او وصيت کرده بود که چه بايد بکند.

 به پيشنهاد وزير خدايان موافقت می کنند يک نفر به جای الهه به زيرزمين برود تا او بتواند به زمين بازگردد و باروری دوباره آغاز شود.

 در روی زمين فقط يک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشيد؛ و او دوموزی شوهر الهه بود.

 به همين دليل خدايان مقرر می کنند. نيمی از سال را او و نيمه ديگر را خواهرش که "گشتی نه نه" نام دارد، به زيرزمين بروند تا الهه به روی زمين بازگردد.

دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دايره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زيرزمين می فرستند.

شادمانی های نوروز و حاجی فيروز برای بازگشت دوموزی از زيرزمين و آغاز دوباره باروری در روی زمين است

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 2:42  توسط حسین محمدی  | 

 

در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی فومن در قسمتی از ارتفاعات پوشیده از درخت های سرسبز قلعه رودخان بزرگ ترین دژ آجری کشورقرار دارد، مدت‌ها مرکز فرمانروایان گیلان بوده است. مساحت قلعه در حدود 50 هزار متر مربع و در ارتفاع 600 متری در بلندترین نقطه کوه واقع شده است65 برج و بارو و ديواري به طول 1500 متر دارد. رطوبت بيش از حد هوا باعث رويش گياه در لابه‌لاي ديوارهاي قلعه و پوسيدگي آنها شده، اما با اين حال در مقايسه با قلعه‌هاي ديگر، رودخان سالم مانده است. 
 
برخی بنیاد قلعه را به دوره ساسانیان یعنی قبل از اسلام نسبت داده‌اند. قلعه در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده است. برای رسیدن به این قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، کردمحله، سیاه کش، شمس تالان، گوراب پس، هولس کام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می‌رسیم که از این روستا تا خود قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است که شامل مسیری زیبا همراه با رودخانه‌ای کوچک می‌باشد.

 

 

 
Click Here For Get More Mail From Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail 
 Group
 
Click Here For Get More Mail
 Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group
 
Click Here For Get More Mail  Group

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:3  توسط حسین محمدی  | 

خواهر کوچکم از من پرسيد؛ پنج وارونه چه معنا دارد ...

 

من به او خنديدم...

 

 کمي آزرده و حيرت زده گفت : روي ديوار و درختان ديدم....

 

 باز هم خنديدم ...

 

گفت : مهران پسر همسايه، پنج وارونه به مينو مي داد !

 

 ... بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم :

 

 "هر زمان بارش بي وقفه ي درد ، سقف کوتاه دلت را خم کرد،

 

 بي گمان ميفهمي پنج وارونه چه معنا دارد؟"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 22:10  توسط حسین محمدی  | 

مربوط به دوره قاجار ساخته موسیو لومر فرانسوی (موسیقیدان نظامی اعزامی به ایران در دوره قاجار) است. این سرود برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید و اجرای آن توسط ارکستر ملل اولین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر ارکستر در دوره حاضر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 2:8  توسط حسین محمدی  | 

توسيديد ميگويد در روز سوم بعد از اينکه  خشايارشا وارد آتن شد ، جار زد که هر کس از آتن رفته مراجعت کند و بداند که مال و جانش محفوظ است و چون مردم بي بضاعت و بي دست و پا که در آتن بودند غذا نداشتند و در شهر اذوقه به دست نمي آمد ، خشايارشا گفت که از گندم ارتش ايران به آنها بدهند  که براي خود نان طبخ کنند و در روز پنجم بعد از ورود ايرانيان به آتن دکانهاي نانوايي به کار افتاد و شهر آتن وضع جنگي خود را از دست داد .

در روز دهم بعد از ورود ايرانيان به آتن خشايارشا براي ديدن آکروپل رفت و حتي به خدام معبد الهه بزرگ آتن انعام داد . اسناد تاريخي نشان مي دهد که ده روز بعد از ورود ارتش ايران به آتن در محله سراميکم  چند کارگاه سفال سازي و در محله کولي توس  چند کارگاه  فلز سازي به کار افتاد و باز از اسناد تاريخي فهميده مي شود که ده روز بعد از ورود ارتش ايران به آتن از داخل خانه هاي آتن صداي چنگ به گوش مي رسيد . اين اسناد تاريخي گواهي مي دهد که آتن به دست خشايارشا ويران نگرديد چون اگر ويران مي شد ، پادشاه ايران به معبد آکروپل نمي رفت و دکانهاي نانوايي و کوزه سازي و فلزسازي در شهر بکارنمي افتاد و زنهاي جوان چنگ نمي نواختند و در يک شهر ويران اگر هم دختري وجود داشته باشد حال آن را ندارد که چنگ بنوازد .

اين را هم خود يونانيان مي نويسند و مي گويند قبل از اينکه ايرانيان از آتن مراجعت کنند عده اي از سکنه شهر آتن به خانه هاي خود در آن شهر برگشتند . ذکر کلمه «  خانه » در تاريخ گواهي مي دهد که حداقل تمامي آتن به دست خشايارشا ويران نشده بود وگرنه خانه اي باقي نمانده بود تا اينکه مردم بابضاعت آتن در آن سکونت کنند .


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 3:9  توسط حسین محمدی  | 

اکوتوریسم یا بوم‌گردی، گونه‌ای از گردشگری است که در آن گردشگران برای دیدار از مناطق طبیعی نامسکونی و دست نخورده جهان سفر می‌کنند و به تماشای گیاهان و پرندگان و ماهی ها و دیگر جانوران می‌پردازند.

به این‌گونه از گردشگران که به دیدار از زیست‌بوم و طبیعت می‌پردازند، نام اکوتوریست یا بوم٧گرد داده شده است. بسیاری از کشورها بخش هنگفتی از درآمد خود را از بومگردان خارجی تأمین می‌کنند. گروه‌های بزرگ دیگری نیز هستند که سرگرمی‌شان سفر به جاهای دور و جست‌وجو و به کمین نشستن برای دیدن گونه‌ای پرنده کمیاب و گرفتن عکس از آن است. به آن‌ها پرنده نگر می‌گویند. وبسیاری دیگر به اعماق دریاها رفته و به غواصي می‌‌پردازند.

اصلی‌ترین فعالیت توریسم بر پایه طبیعت (nature based tourism) می‌باشد که بنا به تعریف سفری است مسئولانه به مناطقی طبیعی که حافظ محیط زیست بوده و باعث بهبود کیفیت زندگی مردم محلی گردد. اکوتوریسم حداقل آسیب را به طبیعت و فرهنگ منطقه وارد می‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 3:8  توسط حسین محمدی  | 

استوانه کوروش، نخستین منشور حقوق بشر

تاریخچه

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲)به هنگام کاوشها در بابِل در میان رودان (بین النهرین)، باستان شناس ایرانی، هرمز رسام یک استوانه سفالین کوچک از گل پخته (۲۳ سانتیمتر)، یافت، که شامل یک نوشته از کوروش بزرگ بود.

جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی متر طول و۱۱ سانتی متر عرض دارد و در حدود۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است.

بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌ای استوانه مربوط به سال ۵۳۹ (پ.م) از سوی كوروش بزرگ پس از شکست بخت النصر و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌است و به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده‌است.

استوانه یافت شده در موزه بریتانیا در شهر لندن نگاهداری می‌شود.

ازسوی دیگر در سال‌های کنونی آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ است که از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ آن می‌باشد. از این رو این قسمت که در دانشگاه ییل(Yale) آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه لندن گسیل و به استوانه اصلی پیوست گردید.

کوروش بزرگ بعد از خاتمه زمستان در اولین روز بهار، در بابل تاجگذاری کرد.

شرح کامل تاج گذاری کوروش و حوادث آن دوران، به صورت مفصل توسط «گزنفون» سردار و مرد جنگی و فیلسوف و مورخ یونانی ظبط و بیان شده‌است .

کوروش بعد از تاجگذاری، در معبد مردوک خدای بزرگ بابل، منشور آزادی نوع بشر را قرائت نمود .

متن سخنرانی و کتبیه کوروش تا این اواخر نامعلوم بود. تا اینکه اکتشافات در بین النهرین از ویرانه قدیم شهر «اور» کتبیه‌ای بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد، همان متن منشور آزادی نوع بشر، کوروش میباشد.

این لوح در حال حاضر یکی از با ارزش ترین اشیای تاریخی است که در موزه بریتانیا از آن نگهداری می‌شود.

فرمان حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش، به عنوان کهن ترین سند کتبی از دادگستری و مراعات حقوق بشر در تاریخ و مایه مباهات و سرافرازی ایرانیان یاد می‌شود. کوروش، موسس پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین انهرین) و آموزش همزیستی عقیدتی به انسان‌ها، مردوخ که کهن ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، در پیشگاهش کرنش کرده بر دستش بوسه زد و او را نیایش کرد و سپاس گفت.

او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی ساکنین پیشین سرزمینها را گرد هم آورده و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند.

جایگاه

این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد.

این تأییدی است بر اینکه منشور آزادی بشریت که توسط کوروش بزرگ در روز تاجگذاری وی منتشر شده، می‌تواند برتر باشد از اعلامیه حقوق بشر که توسط انقلابیون فرانسوی در اولین مجمع ملی ایشان صادر شده.

اعلامیه حقوق بشر در نوع خود، در رابطه با بیان و ساختارش بسیار قابل توجه‌است، اما منشور آزادی که توسط پادشاه ایرانی (کوروش) در ۲۳ سده پیش از آن صادر شده، به نظر معنویتر میاید.

با مقایسه اعلامیه حقوق بشر مجمع ملی فرانسه و منشور تأیید شده توسط سازمان ملل، با منشور آزادی کوروش، این آخری با در نظر گرفتن قدمت، صراحت، و رد موهومات دوران باستان در آن، باارزشتر نمود می‌کند.

این لوح با عنوان نخستین بیانیه حقوق بشر جهانی شناخته می‌شود لوح کوروش که پس از تسخیر بابل و شکست بخت النصر توسط کوروش به عنوان سنگ بنای یادبودی در شهر بابل قرار داده شده بود نخستین بیانیه حقوق بشرجهانی است که کوروش در آن همه طوایفی را که در زمان امپراتوری بابل به اسارت درآمده بودند آزاد و به آنها اجازه نقل مکان و زندگی آزاد در هرکجای امپراتوری خود را داد.

کوروش پادشاه بزرگ ایران قوم یهود را نیز از اسارت امپراتوری بابل آزاد کرد.

در این کتبیه کوروش خود را معرفی نموده و اسم پدر، جد اول، دوم و سوم خویش را نام می‌برد و اعلام می‌دارد که پادشاه ایران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه (کشورهای اطراف ایران) می‌باشد، آنگاه در مقام بیان حقوق بشر و منشور آزادی خویش اعلام می‌دارد :

ترجمه

بر گردان منشور کوروش بزرگ نشان داد که نخستین منشور جهانی حقوق بشر را ایرانیان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بیان نموده و مورد اجرا گذارده‌اند.

در سال ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۹۶۹م)پس از گذشت ۲۵۰۷ سال پس از صدور فرمان مزبور، نمایندگان کشور‌های گوناگون با قرار گرفتن بر آرامگاه کوروش هخامنشی در پاسارگاد از او به عنوان نخستین پایه گذار حقوق بشر و آزادی انسان، قدردانی کردند.

تاکنون یکبار در سال ۱۹۷۱ مسئولان موزه بریتانیا این لوحه را به درخواست حکومت ایران به تهران قرض دادند که مخالفت دولت انگلیس با این اقدام سبب بروز تنش میان مسئولان دولتی و موزه بریتانیا شده بود.

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را فرستاد فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بود. متن این منشور چنین است :

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.

در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.

نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ...

من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.

خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ...

او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.

ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.

فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند.

همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ...

من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم.

همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من .در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند.

تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.

اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.

هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود.

من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.

شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و خیلی از آزادیهای دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:41  توسط حسین محمدی  | 

وقتی قاضی بخواهد کسی را له  و ضایع کند

مجازات شدید برترين مانكن جهان!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:4  توسط حسین محمدی  | 

همه چیز اینها مهیاست! اینترنت و باشگاه ورزشی و تلویزیون اختصاصی و سوئیت و ....
برای دیدن تصاویر روی لینک زیر کلیک کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:3  توسط حسین محمدی  | 

یکی از اعتقادات زیبای ایرانیان قدیم، که امروزه میتوان آن را در ردیف انرژی درمانی یا حداقل "فرستادن موج مثبت" قرار داد، این بود که به انحا مختلف مثبت اندیشی وامید به رفع مشکل را در خود تقویت میکردند. بیشتر آداب چهارشنبه سوری هم با همین ایده اجرا میشود. در اصل مضمون اصلی این مراسم نو شدن، رهایی از بیماری و مشکلات سال گذشته و دور کردن بدشگونی، پلیدی و افکار ناپسند از خانه و خانواده است. از طرفی زمانی که کسی میدید که همسایه اش یکی از مراسم رفع مشکل، (مانند گره گشایی) را انجام میدهد، متوجه میشد که او گرفتاریی دارد و بعد به نحوی برای رفع آن به همسایه خود کمک میکرد.

و اما این رسم آدابی ساده داشت. به این
 ترتیب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:2  توسط حسین محمدی  | 

کورش که ملتهای آسیایی را نیز مستقل یافته بود، با سپاهی اندک از پارسیان با ایشان به جنگ پرداخت و به یاری جنگ آوران قوم ماد و هیرکانیان که داوطلبانه با او همراهی کردند اقوام ساکن سوریه و آشوریان و تازیان و مردم کاپادوکیه و ساکنان هر دو قسمت فریگیه و لیذیایی ها و مردم کاریا و فینیقیان و بابلیان را مطیع خویش ساخت . او بر ساکنان بلخ بامیان و هندوها و مردم کیلیکیه و بر سکاها و پا فلاگونیها و ماگادید ها و بسیاری از ملتهای دیگر که نامشان نیز بر ما مجهول است تسلط یافت . همچنین یونانیان ساکن آسیای صغیر را به فرمان خود در آورد و پس از فرود آمدن از دریا قبرس و مصر را نیز تسخیر کرد ملتهایی که او به فرمان خویش کشانده بود هیچ کدام به زبان او سخن نمی گفتند و زبان یکدیگر را نیز نمی فهمیدند با این وصف کورش دامنه امپراتوری خود را با وحشتی که از شنیدن نامش داشتند تا به جاهای بسیار دوری افزایش داد چنانکه در سرتاسر آن قلمرو وسیع همه با شنیدن نام او بر خود می لرزیدند و نه تنها هیچ کس حاضر نبود دست به اقدامی بر ضد او بزند بلکه او چنان هراسی در دل همه ایشان بر انگیخته بودکه همه می کوشیدند خوش ایند طبع او باشند و دلخواه همه این بود که همیشه برطبق میل و اراده او اداره شوند. او ملتهای زیادی را به زیر لوای خویش کشیده بود که طی سرزمینهای آنان با حرکت از پایتخت از هر سمتی اعم از خاور یا باختر شمال یا جنوب مدت ها وقت می خواست

 

 

هرودوت

کتاب کورش نوشته آلبر شاندور

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 15:0  توسط حسین محمدی  | 

 
آمارهاى زير وضعيت کره زمين را در پايان سال 2006 نشان می‌دهند. آمارهايى که حتماً براى شما هم جالب هستند:
 
جمعيت
57 ٪ آسيايي
21 ٪ اروپايى
14 ٪ آمريکايى (شمالى و جنوبي)
8 ٪ آفريقايى
جنسيت
52 ٪ زن
48 ٪ مرد
مردم‌شناسى
٧٠ ٪ رنگين پوست
٣٠ ٪ قفقازى ريخت
در آمد
مردم صاحب 59 ٪ از تمام ثروت جهان هستند و همگى آن‌ها نيز آمريکايى هستند.

شرايط زندگى
80 ٪ در شرايط بدى زندگى می‌کنند

تحصيلات
70 ٪ بی‌سواد و کم‌سواد (تحصيل نکرده)
1 ٪ (تنها ١ ٪) با تحصيلات دانشگاهى

تغذيه
٥٠ ٪ دچار سوء تغذيه

زاد و ولد
١ ٪ در حال مرگ 
٢ ٪ در حال متولد شدن

کامپيوتر
١ ٪ داراى کامپيوتر 

وقتى از اين منظر به دنيا نگاه کنيد در می‌يابيد که ما واقعاً به همبستگى، درک متقابل، شکيبائى و آموزش، نياز جدّى داريم.

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،
وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد محل عبادات خود مانند مسجد يا کليسا شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس داريد،
اگر تختخواب و سرپناهى داريد،
در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.
اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:
1- يک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.
حال كه اينها را مي دانيد:
  • طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،
    • طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آرزده خاطر نشده‌ايد،
  • طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،
  • طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،
  • و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است
شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 14:59  توسط حسین محمدی  | 

[ چند روز قبل دوست خیلی خوب و خوش ذوق و هنرپرور، ، لطف کردند و یه ایمیل بسیار جالب به خیل دوستان خودشون فرستادن که بنده ی کمترین هم در این بین بودم. از اونجا که متن ایمیل بسیار جالب بود اون رو به فارسی برگردوندنم، باشد که بدانیم در بی خبری خود چقدر خوشبختیم و سعادتمند!! ]

اگر جمعیت جهان به اندازه یک ده کوچک بود و تنها صد نفر در آن زندگی می‌کردند آن وقت ...

57 درصد ساکنین آسیا، 21 درصد اروپایی، 14 درصد از قاره امریکا و 8 درصد هم از افریقا هستند.

52 درصد زن و 48 درصد مرد؛ 70 درصد رنگین پوست و 30 درصد سفید پوست؛ 89 درصد دگرجنسگرا و 11 درصد همجنسگرا هستند.

6 نفر 59 درصد دارایی‌های دنیا را در دست خواهند داشت که هر 6 نفر هم اهل ایالات متحده هستند.

80 درصد در وضعیت بسیار بدی زندگی می‌کنند؛ 70 درصد بی‌سواد هستند؛ 50 درصد با تغذیه ناکافی به زندگی ادامه می‌دهند؛ یک نفر به زودی خواهد مرد؛ 2 نفر بدنیا خواهند آمد؛ یک نفر دارای رایانه خواهد بود و تنها یک نفر دارای تحصیلات عالیه خواهد بود.

وقتی که به جهان از این منظر می‌نگرید، نیاز به همبستگی، تفاهم، شکیبایی و تحصیلات ضروری به نظر می‌آید.

همچنین بیاندیشید که، امروز صبح، اگر سالم و سلامت از خواب بلند شدید، پس خوشبخت‌تر و شادمان‌تر از یک میلیون انسان دیگر هستید که تا هفته‌ی دیگر زنده نخواهند ماند.

اگر هرگز رنجی از جنگ نکشیده‌اید؛ تنهایی سلول زندان را نچشیده‌اید و زجر شکنجه یا گرسنگی را تجربه نکرده‌اید؛ از 500 میلیون نفر در جهان شادترید.

اگر می‌توانید بدون ترس از مرگ یا زندان به مسجد یا کلیسا بروید و به راحتی عبادت کنید، از 3 میلیون نفر خوشبخت‌ترید.

اگر یخچالتان خالی نیست، کفش و لباسی به تن دارید، سقفی بالای سرتان است و جایی برای خواب دارید، از 75 درصد ساکنین کره زمین ثروتمندترید.

اگر حساب بانکی دارید و قدری پس‌انداز، پولی در جیب و چند سکه‌ای در قلک به 8 درصد از مردم خوشبخت جهان تعلق دارید.

اگر این نوشته‌ها را می‌خوانید، سه بار خوشبخت‌تر از بقیه‌ی انسان‌هایید؛ چرا که کسی این نوشته را به شما توصیه کرده و شما را دوست دارد، سواد خواندن و نوشتن دارید و از 200 میلیون نفر دیگر سعادتمند‌ترید، و اینکه رایانه‌ای در اختیار دارید!

همانطور که گفته‌اند: "کارکن تا محتاج پول نشوی، عشق بورز تا آزار نبینی، برقص چنان که کسی ترا نبیند، آواز بخوان چنان که کسی نشنود، و زندگی کن، چنان که در بهشتی."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 14:54  توسط حسین محمدی  | 

خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 14:53  توسط حسین محمدی  | 

ماراتون (490) عبارت بود از پيروزي سربازان پياده آتني به فرماندهي سردار ميلتياد بر سپاهي بزرگ از پارسها كه در آتيك پياده شده بودند. ميلتياد با حمله‌اي پرشور و با حالت دو، توانست از جانب ضعيفترين نقطه سپاه پارس به آن حمله برد: دشمن مجال نيافت كه پيكانهايش را رها كند و با بي‌نظمي بر كشتيها نشست و مي‌گويند كه 6400 تن را از دست داد (آتنيان 192 نفر). نبردي كوچك از لحاظ شمار كشته‌شدگان، ولي بسيار بزرگ از لحاظ نتيجه‌هاي آني و شهامتي كه به يونانيان بخشيد
اين چكيده‌اي است از آنچه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:48  توسط حسین محمدی  | 

شناسنامه يونان

نام رسمي  :    جمهوري يونان

نام محلي  :الاس (Ellas)

اسامي ديگر : هلاس (Hellas)

پايتخت :  آتن                               

یونان

یونان كشور كوچكي در جنوب اروپا است . اين كشور كوچك و فقير اروپايي هزاران سال است كه از عمرش ميگذرد و تاريخي بس بلند و با شكوه دارد. دانشمندان‌ و فيلسوفاني از اين كشور كهن برخاستند و آثار گران قدر و بزرگي از آنان بر جايي مانده است در دوره طلايي يونان علم وفلسفه رونق فراوان گرفت كه دست آورد آن امروزه به عنوان تمدن بشري ناميده مي‌شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:44  توسط حسین محمدی  | 

استان زيباي كهگيلويه و بويراحمد با آثار باستاني بر جا مانده از اقوام گوناگون در طي تاريخ و آب و هوايي متنوع  كه همواره از دير باز توجه بسياري از سياحان را به خود جلب مي‌كند از نظر موقعيت در جنوب غربي ايران واقع شده كه ميان استان هاي فارس، اصفهان، چهارمحال بختياري، خوزستان و بوشهر قرار گرفته اين استان از دو منطقه سردسيري و گرمسيري و مجموعاً از 3 شهرستان و 7 شهر تشكيل شده است.

بلندترين نقطه استان قله دنا و پست ترين ناحيه آن بيشتر مي باشد. مرکز اين استان شهر ياسوج مي باشد.

شهر ياسوج

اين شهر که نامِ محلي آن ياسيج و مرکز استان کهگيلويه و بوير احمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:41  توسط حسین محمدی  | 

 

این مسجد كه در ضلع جنوبى میدان امام قرار دارد در سال 1020 هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وى شروع شده و تزئینات و الحاقات آن در دوره جانشینان او به اتمام رسیده است.

 معمار مهندس آن استاد على‏اكبر اصفهانى و ناظر ساختمان محب‏على بیك الله بوده‏ اند. این مسجد شاهكارهاى جاویدان از معمارى، كاشى‏كارى و نجّارى در قرن یازدهم هجرى است.

 كتیبه سر در مسجد به خط ثلث غلیرضاى عباسى و مورخ به سال 1025 حاكى از آن است كه شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا كرده و ثواب آن را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده است.  در ذیل این كتیبه به خط ثلث محمد رضا امامى، كتیبه دیگرى نصب شده كه به موجب آن مقام معمارى و مهندسى معمار مسجد شاه استاد على اكبر اصفهان و ناظر ساختمان محب على بیكالله تجلیل شده است.

 مسجد شاه یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشیكارى و حجارى ایران در قرن یازدهم هجرى است و آخرین سال تاریخى كه در مسجد دیده مى‏شود سال 1077 هجرى یعنى آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و 1078 هجرى یعنى اولین سال سلطنت شاه سلیمان است و معلوم مى‏دارد كه اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس كبیر یعنى شاه صفى و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته است.

كتیبه‏هاى مسجد شاهكار خطاطان معروف عهد صفویه مانند علیرضا عباسى و عبدالباقى تبریزى و محمد رضا امامى است. تزیینات عمده این مسجد از كاشیهاى خشت هفت رنگ است. در مدرسه جنوب غربى مسجد قطعه سنگ ساده‏اى به شكل شاخص در محل معینى تعبیه شده است كه ظهر حقیقى اصفهان را در چهار فصل سال نشان مى‏دهد و محاسبه آن را شیخ بهائى دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده است.

 از نكات جالب در مسجد شاه انعكاس صورت در مركز گنبد بزرگ جنوبى است ارتفاع گنبد عظیم مسجد شاه 52 متر و ارتفاع مناره‏هاى داخل آن 48 متر و ارتفاه مناره‏هاى سردر آن میدان نقش جهان 42 متر است. قطعات بزرگ سنگهاى مرمرى یكپارچه و سنگابهاى نفیس از دیدنیهاى جالب مسجد شاه است. 

 این مسجد عظیم داراى دو شبستان قرینه در اضلاع شرقى و غربى صحن است. یكى از این شبستانها (شبستان شرقى) بزرگتر اما ساده و بى تزیین است و دیگرى (شبستان غربى) كوچكتر است اما تزییناتى با كاشیهاى خشت هفت رنگ دارد و محراب آن نیز از زیباترین محرابهاى مساجد اصفهان است.

 گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبى از كاشیكارى دارد و نیز دارى كتیبه‏اى به خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت لاجوردى است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:37  توسط حسین محمدی  | 

پارسَه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که در روزگار باستان پایتخت شاهنشاهی ایران بوده است. تخت جمشید محل برگذاری آیینهای بهاری هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید ویرانه های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هماکنون از مکانهای باستانی ایران است.


نام تخت جمشيد 
تخت جمشید نام امروزی پارسَه است. پارسه از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس به یونانی یعنی پارسه شهر خواندهاند.
مردم محلی این مکان را جایگاه تاجگذاری 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:36  توسط حسین محمدی  | 

جامه های پارسیان در دوره هخامنش

 

مطالعه در اصول جامه ی پارسیان ما را به ساده ترین و ابتدایی ترین وضع پوشاک در میان مردمان روزگاران کهن در مناطق گرمسیر راهنمایی می کند بدینسان که گویی جامه آنان در اساس و آغاز خود دو تکه پارچه چهار گوش یا نیم دایره بوده است که یکی را همچون کرته (قطیفه) بکمر خود بسته و دیگری را روی دوش خود انداخته گوشه های بالایی آنرا در پیش سینه گره زده یا به هم میدوخته اند و چون در سرزمینی گرم زندگانی می کرده اند به جامه یا بالا پوشه دیگری نیاز نداشته.

 

نارسایی های جامه پارسی

 

کورش بهنگام تشویق پارسیان به آموختن اسب سواری و سوارکاری چنانکه گفته شده به فراست دریافت که پارسیان با پوشیدن قبای دراز و در پا نکردن شلوار بلند در نشستن بر پشت اسب نا توانند و جامه قومی ایشان با اسب سواری و همچنین با چستی و چالاکی که بایسته ی کارزار و میدان نبرد است متناسب نمی باشد پس در این اندیشه افتاد که جامه آنان را تغییر داده جامه یی شایسته ی سوارکاری و جنگاوری در میدان کارزار برای ایشان پدید آورد پس جامه مادی ها را برای پیکار و جنگاوری انتخاب کرد.

  

نمای سربازان در تخت جمشید

 

سیمای مرد پارسی و مادی با چشمان بادامی کشیده پیشانی کوتاه بینی بلند و قوس دار و نا خنهای زیبا و پیراسته نیرو مند و ظریف هر دو ، سبیل فرو افتاده و تاب خورده لبهای قیطانی و نگاهی که در سنگ منجمد شده است . با حالت خاموش و تو دار عبوس و آماده به فرمان غرور برای بیگانه و خضوع در برابر شهریار طوق و یاره و گوشواره ، این است مردی که زمین را زیره پای خود می لرزاند . بدنها نه لاقر نه چاق سیما یکسان وار و در عین حال متفاوت همه گویی در یک قالب تراشیده شده اند. 

 مادی با کلاه گرد و پارسی با کلاه ترک ترک ردیف پشت هم دست در دست یا دست ها روی شانه همدیگر فکور و مصمم در اتحادی گسست ناپذیر حاکی از آن که دنیا باید در برابر ما حساب خود را داشته باشد . 

این آثار یادگار و ارث ابا اجدادی ما ست بیایید کاری کنیم که یاد آنها زنده باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:32  توسط حسین محمدی  | 

هخامنشيان نام دودماني پادشاهي در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به «هخامنش» مي‌رساندند که سرکرده طايفه‌پاسارگاد از طايفه‌هاي پارسيان بوده است.هخامنشيان نخست پادشاهان بومي پارس و سپس انشان بودند ولي با شکستي که کوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهي هخامنشيان تبديل به شاهنشاهي بزرگي شد. از اين رو کوروش بزرگ را بنيادگذار شاهنشاهي هخامنشي مي‌دانند.

به قدرت رسيدن پارسي‌ها و سلسله هخامنشي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:30  توسط حسین محمدی  | 

ایل واژه‏ای است مغولی و تركی به معنای دوست، یار، همراه و همقبیله، و عشیره كه مترادف با ایل استعمال شده، واژه‏ای است عربی به معنای بنی اعمام و نزدیكان از جانب پدر كه جمع آن عشایر و عشیرات است. عشیره اسم فارسی ماخوذ از زبان عربی به معنای خویشان، نزدیكان، تبار، اهل خانه، و طایفه است. واژه ایلات (جمع ایل) برای نخستین بار در زبان فارسی در زمان ایلخانیان به كار رفته كه منظور از آن طوایف صحرانشین و نیمه صحرانشین است. در ایران جمعیتی را عشایری به حساب آورده‏اند كه دارای
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:27  توسط حسین محمدی  | 

رئیس سازمان گردشگری یزد گفت: بر اساس اعلام یونسكو، یزد دومین شهر تاریخی جهان
 بعد از ونیز ایتالیا است.
سیفی با اشاره به اینكه یزد پتانسیل‌های گردشگری خاصی دارد و شهر تاریخی برتر قلمداد می‌شود،
 افزود: بر اساس اعلام یونسكو یزد اولین شهر خشت خام جهان است.
وی گفت: یزد دارای ۶ هزار ۵۰۰ اثر تاریخی شناخته شده است كه هزار و ۱۰۰ اثر آن
 به ثبت آثار ملی كشور رسیده است.
سیفی ادامه داد: ایران جزو ده كشور اول در پتانسیل‌های گردشگری است.
اگرچه اعلام می‌شود رتبه چهلم را درجذب توریسم دارد.
وی با بیان اینكه ۷۴۳ هكتار از بافت تاریخی یزد به ثبت ملی رسیده است،
گفت: یزد شاهكار معماری اسلامی است.
رئیس سازمان گردشگری یزد اظهار داشت: یزد ۳۱ هتل، ۱۱ مهمانپذیر،
۱۳ مهمانپذیر سنتی، ۲۸ رستوران بین راهی دارد.
ضمن اینكه ۵۰ درصد از قالی‌های بافت این استان به كشورهای دیگر صادر می‌شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:24  توسط حسین محمدی  | 

 

برخی از انواع گردشگری هستند که شاید تا امروز به گوش ما نخورده باشند یا به عنوان یک نوع مستقل از گردشگری از آن اطلاعی نداشته باشیم. آنچه در زیر می آید برخی از این انواع گردشگری است.

·       گردشگری ماجراجویانه : سفر به منظور انجام کاری مخاطره آمیز مانند سفرهای خطر ناک کوهنوردی

·       گردشگری نیاشناسی : گردشگری و سفر به منظور شناخت شجره نامه و پیشینه نیاکان

·       گردشگری نشسته یا گردشگری مجازی : بدون سفر و حضور فیزیکی به جایی گردشگر مقصد خود را از راه اینترنت، کتاب و مجلات سیر می کند.

·       گردشگری سیاه : گردشگری برای بازدید از محل های حوادث و فجایع یا گروستان ها. اولین کمپانی فعال در این زمینه کار خود را در نیو جرسی آمریکا برای بازدید از محل حادثه هواپیمایی هایدنبرگ شروع کرد.

·       گردشگری افیونی : سفر به منظور تهیه یا مصرف مواد مخدر. ( جالب است بدانید جزیره گوا در هندوستان از مهمترین مقاصد این نوع گردشگری است)

·       طبیعت گردی : همانطور که از اسم آن هویداست گردشگری به منظور بازدید از جلوه های طبیعت با حداقل خسارت به محیط زیست.

·      گردشگری آموزشی : سفر به منظورت تحصیل یا کسب مهارتی خاص. مثلا سفر به یک منطقه برای آشنا شدن با نحوه پخت یک غذای خاص یا کار کردن با یک آشپز معروف.

·      گردشگری سخت: گردشگری که همراه با مخاطرات جانی است.

·      گردشگری قمار: سفر به منظور شرکت در قمار و قمار خانه ها. معروفترین مقاصد این نوع گردشگری در دنیا عبارتند از آتلانتیک سیتی، لاس وگاس، پالم اسپرینگز، کالیفرنیا، ماکائو و مونت کارلو.

·      گردشگری باغبانی : سفر به منظور بازدید از باغ ها و باغچه های زیبای دنیا مانند تاج محل

·       گردشگری میراث فرهنگی: مانند سفر برای بازدید از بناهای تاریخی یا بنا ها ی صنعتی بزرگ

·       گردشگری سلامت : سفر به منظور رهایی از استرس شهر های بزرگ و بازیابی سلامت

·       گردشگری تفریحی : سفر جهت انجام تفریحی خاص یا ملاقات با گروهی که تفریح مورد علاقه شان با شما یکی است.

·       گردشگری خاص : مخصوص معلولین یا بیماران با شرایط خاص

·       گردشگری فرهنگ عامه : سفری که تصمیم آن پس از مطالعه کتابی یا مشاهده فیلمی در مورد مقصد توسط گردشگر گرفته می شود.

·      گردشگری پیوسته : برخی از افراد بسیار ثروتمند برای فرار از مالیات پیوسته در سفر هستند تا مشمول قوانین اقامت در محلی خاص نشوند.

·       گردشگری زیارتی : سفر به منظور زیارت مکانی مقدس

·        گردشگری تنها : سفر به تنهایی

·        گردشگری ورزشی : سفر به منظور انجام ورزشی خاص یا بازدید از یک رویداد ورزشی.

گردشگری فضایی : سفر به فضای خارجی زمین.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:23  توسط حسین محمدی  | 

گردشگری یا جهانگردی به طور کلی به عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می‌شود. هر چند که در سال‌های اخیر شامل هرگونه مسافرتی می‌شود که شخص به واسطه آن از محیط کار یا زندگی خود خارج شود.

واژه گردشگر از زمانی پدید آمد که افراد طبقه متوسط به مسافران طبقه اشراف پیوستند. از زمانی که مردم جامعه داراتر شده و عمرشان طولانی‌تر شد، این امر ممکن و بدیهی شد که مردم طبقات پائین و متوسط جامعه که شغل ثابتی داشتند در سلامت و با اندوخته‌ و پس اندازی کافی بازنشسته شوند.

اغلب گردشگرها بیش از هر چیز به آب و هوا، فرهنگ با طبیعت مقصد خود علاقمند هستند. ثروتمندان همیشه به مناطق دوردست سفر کرده اند، البته نه به صورت اتفاقی، بلکه در نهایت به یک منظور خاص: برای دیدن ساختمان‌های معروف و آثار هنری دیگر. آموختن زبان‌های جدید و چشیدن غذاهای متفاوت .

گردشگری سازمان یافته امروزه یک صنعت بسیار مهم در تمام جهان است. بخش عمده اقتصاد ملی به شدت به توریسم غير وابسته است.

گاهی اوقات واژه گردشگری به صورت کنایه آمیز استفاده می‌شود. برای نشان دادن علاقه‌ای سطحی به جوامع و شگفتیهای طبیعی که گردشگرها از آن دیدن می‌کنند.

گونه‌های گردشگری

گردشگری گونه‌های گوناگونی نیز دارد:

گردشگری تفریحی: رایجترین نوع جهانگردی.

گردشگری درمانی: برای بهره‌گیری از آبهای گرم معدنی و غیره.

گردشگری مذهبی: زیارت و حج و سفرهای دینی بودائیان و هندویان و غیره.

گردشگری بازاری: سفر گردشی به منظور جانبی خرید و فروش کالا.

گردشگری همایشی: برای شرکت در همایش‌ها و بازدید از مناطق.

گردشگری الکترونیک: همان e-Tourism که در بر گیرنده اطلاعات و انجام بخش اعظم سفر به صورت مجازی می باشد.

بومگردی (اکوتوریسم): گردش در طبیعت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:23  توسط حسین محمدی  | 

به نام خدا

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.

او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد............ فریاد زد: " خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟"

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟

آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم..........

چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش ، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:21  توسط حسین محمدی  | 

قدمت خانه بروجردي ها به طوري كه در كتيبه چهار طرف تالار آن آمده به سال 1292 ه.ق باز مي گردد . اين خانه را حاج سيد جعفر نطنزي كه از بروجرد مال التجاره وارد مي كرده ساخته است . بنابر اظهارات موثق ساخت اين مجموعه در حدود 18 سال يعني تا سال 1310 ه.ق به درازا كشيده و در آن بيش از 150 بنا و هنرمند گچ كار و آينه كار و ديگر هنرمندان بكار گرفته شده اند . بناي مذكور در اصل به صورت اندروني و بيروني بوده و اين بخش از بنا كه شرح آن خواهد آمد قسمت بيروني خانه است . اين قسمت از سال 1353ه.ش به تملك سازمان ميراث فرهنگي درآمده و در فهرست آثار تاريخي كشور ثبت شده است . بخش اندروني كه در شمال شرقي و شرق بنا واقع است هنوز تحت مالكيت خصوصي مي باشد

بنا حياطي كشيده دارد كه در دو سر آن دو مجموعه فضائي مهم قرار گرفته اند و نماي اين دو بخش نسبت به دو جبهه ديگر ارتفاع بيشتري دارد . جبهه جنوبي حياط مهمترين بخش خانه و مشتمل بر يك تالار بزرگ, پر عظمت و مرتفع به شكل هشت ونيم هشت با اتاق ها و فضاهائي است كه در دو طبقه و دور تا دور تالار قرار گرفته اند . در جلوي تالار فضائي وجود دارد كه رابط بين تالار و ايوان بزرگ مشرف به حياط است . در دو سوي اين قسمت رابط دو فضاي سرپوشيده وسيع ديگر قرار دارند كه خود واسط اتصال اتاق هاي كناري مجموعه با يكديگر شده اند . اغلب فضاهاي اصلي اين بخش از خانه داراي تزئينات مفصلي هستند به خصوص تالار اصلي كه سقفي گنبدي و يزدي بندي شده دارد و نورگيرهايي در لابلاي واحدهاي آن تعبيه شده كه سقف را به صورت در متلا لئي در آورده اند . حجم بيروني اين نورگيرها به همراه نورگير اصلي وسط شكل ويژه اي به گنبد بخشيده اند . ديوارهاي شاه نشين تالار نقاشي هايي از پادشاهان قاجار بر خود دارند كه تاثير سبك اروپايي در آنها كاملا مشهود است . كليه جداره هاي تالار نيز داراي تزئينات گچ بري رنگي مي باشند. ايوان جلوي اين بخش با نمائي شاخص و بلند در جلوي حجم پر هيبت سقف تالار خود نمائي مي كند. مجموعه اين عناصر با دو بادگير واقع در دو سوي اين جبهه اهميت اين بخش را به مخاطب تازه وارد گوشزد مي نمايد و حوض طويل و كشيده ميان حياط و باغچه هاي دو سوي آن نيز به شكوه اين منظره مي افزايند. سرداب بزرگ خانه در زير اين بخش واقع شده و ورودي آن بر محور حياط و در زير ايوان اصلي واقع است

مجموعه واقع در جبهه شمالي داراي يك تالار پنج دري با شاه نشين است كه يك مهتابي در جلوي خود دارد و بادگيري هم در پشت آن ديده مي شود. فضاي داخلي تالار داراي تزئينات گچ بري است. دو اتاق سه دري كوچك در دو سوي مهتابي قرار دارند كه در مقايسه با تالار و فضاهاي طرفين آن از ارتفاع كمتري برخوردارند و تركيب حجمي خاصي را بوجود آورده اند

در جبهه شرقي سه اتاق و فضاهاي خدماتي قرار دارند و در جبهه مقابل تنها طاق نماهايي قرينه با نماي روبرو ديده مي شوند كه يك ايوان ستون دار كم عمق در ميانه آنها قرار گرفته است . ورودي خانه شامل يك سردر و جلوخان با تزئينات گچبري چند فضاي متوالي مختلف الشكل و دالاني است كه به حياط منتهي مي شود . اين تركيب جالب وارد شونده را طي سلسله مراتبي و به گونه اي خاص به درون هدايت مي كند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:19  توسط حسین محمدی  | 

بر اساس كتيبه موجود در شاه نشين خانه, تاريخ ساخت بنا به سال 1298 ه. ق. باز مي گردد. اين خانه داراي دو بخش مجزا و در اصل دو خانه مستقل است كه به طرز ظريفي به هم در چهار گوشه خود پخي هاي كوچكي دارد

جبهه جنوبي حياط در ميانه خود داراي ايوان ستون داري مي باشد كه از لبه حياط اندكي عقب تر نشسته و حوض مستطيل شكلي در مقابل آن قرار دارد

مهم ترين مجموعه فضائي خانه در جبهه جنوبي واقع شده است. ارتفاع اين جبهه از ساير قسمت هاي بنا بيشتر است و قوسي نيم دايره بر فراز ايوان ميانه خود دارد كه بالاترين نقطه در خط آسمان كلب بنا را تشكيل مي دهد. ستون هاي پر تزئين و جزئيات زيباي گجبري رنگي در ديوارها و سقف ايوان بر اهميت آن مي افزايند. در پشت ايوان, تالاري با شاه نشين قرار گرفته كه از دو سو با حياط هاي كوچكي ارتباط دارد و بدين ترتيب پنجره هاي تالار از سه جانب به سوي فضاهاي باز گشوده مي شوند. سقف تالار و شاه نشين آن داراي تزئينات يزدي بندي زيبائي است. حياط هاي كوچك دو سوي تالار كه به شكل هشت و نيم هشت مي باشند با بناهاي دو طبقه اي محصور شده اند و حوضي به شكل هشت ضلعي در ميانه خود دارند. قسمت فوقاني جداره هاي اين حياط ها پوشيده از تزئينات يزدي بندي است. در جبهه مقابل به تالار هر يك از اين حياطها, ايوانچه هاي ستون دار پرتزئيني ساخته شده اند و در جبهه شمالي و جنوبي, اتاقهاي سه دري در دو طبقه قرار دارند. بدين ترتيب سه دري هاي واقع در دو سوي ايوان بزرگ جبهه جنوبي بنا از دو سو به فضاي باز پنجره دارند

در جبهه شمالي حياط, مهتابي نسبتا وسيعي در ميانه نما واقع شده و فضاي باز حياط را گسترده تر كرده است. در دو سوي نماي اين جبهه نيز دو ايوانچه ستون دار قرار گرفته اند. مهتابي از پشت به تالار خانه ديگر مربوط است و در طرفين خود دو هشتي ورودي دارد كه از يكي از آنها مي توان به حياط خانه ديگر وارد شد. به اين ترتيب مي توان مهتابي را مفصل ارتباطي دو خانه به شمار آورد

در جبهه شرقي نيز مجموعه اي متشكل از يك تالار و چهار اتاق سه دري وجود دارد كه همه در امتداد يكديگر قرار گرفته و به هم مربوطند. تالار ميانه اين جبهه صليبي شكل است و دو ايوانچه ستون دار در مقابل سه دري هاي طرفين آن واقع شده اند. نماي اين جبهه از حياط داراي نظام يك در ميان از قوس هاي كوچك و بزرگ است

در جبهه غربي بنا تنها دو ايوانچه ستون دار در ميانه ديوار ساخته شده كه به نوعي نماي جبهه مقابل را تكرار مي نمايند. به طور كلي اصل تقارن در نماهاي متقابل در جزهمه اجزا اين بنا ديده مي شود. سطح نماهاي داخلي حياط اصلي خانه را با گچبري هاي بسيار ظريف آراسته اند

ورودي اصلي خانه در گوشه جنوب شرقي بنا واقع شده و تركيبي از چند فضاي متوالي است كه سر در را به حياط پيوند مي دهد. اين سردر نيز داراي تزئينات يزدي بندي است. سرداب بزرگ و درخور توجه خانه كه در زير مهتابي جبهه شمالي قرار دارد, داراي يك قسمت مركزي است كه فضاهاي مختلفي در چهار طرف آن قرار گرفته اند. به طور كلي زير زمين با سقف يزدي بندي پركار و ستونهاي پرتزئين از فضاهاي با اهميت خانه به شمار مي آيد

بخش دوم خانه, يعني خانه كوچكتر كه خصوصي تر به نظر مي رسد, شامل حياطي كوچك است كه در شمال و جنوب آن تنها طاق نماها يا ايوانچه هائي ساخته شده اند و در جبهه شرقي آن يك پنج دري با دو اتاق در طرفين, واقع است. در پشت بام اين پنج دري يك مهتابي با ديواره هاي نماسازي شده قرار دارد. در ميانه جبهه غربي حياط يك مهتابي كشيده, بخش اعضم نماي اين جبهه را در بر گرفته است و تالار خانه در پشت آن واقع است. به اين ترتيب تالار اين خانه از دو جهت به دو فضاي مهتابي باز مي شود كه يكي به حياط بزرگ خانه و ديگري به حياط كوچكتر مشرف است


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 4:18  توسط حسین محمدی  |